تبلیغات
وبلاگ وطن تو - روزی که صدای مظلومان جهان خاموش شد - به مناسبت چهل و نهمین سالگرد کشته شدن حاج مالک شباز

روزی که صدای مظلومان جهان خاموش شد - به مناسبت چهل و نهمین سالگرد کشته شدن حاج مالک شباز

دوشنبه 5 اسفند 1392 12:10 ق.ظنویسنده : ایلیا سالار

 


حاج مالک شباز یا همان مالکوم ایکس، یکی از رهبران بحث برانگیز جنبش مدنی سیاهپوستان آمریکا، بدون شک از معروفترین مسلمانان این کشور می باشد. چهل و نه سال پیش، در چنین روزی مالکوم ایکس هنگام سخنرانی توسط سه مرد سیاهپوست کشته شد اما همچنان اخبار مربوط به او در سرخط خبرگزاری ها قرار می گیرد و بحث و بررسی در خصوص زندگی و افکار او در سراسر جهان ادامه دارد. مالکوم ایکس با نام سابق مالکوم لیتل، پسر یک موعظه گر مسیحی طرفدار ایده های مارکوس گاروی، به دنیا آمد.



مارکوس گاروی، رهبر جامائیکایی طرفدار جنش ناسیونالیسم سیاهان


 در آن زمان زندگی برای یک سیاه پوست مترقی و طرفدار استقلال سیاهپوستان آسان نبود و چند سال بعد، وقتی مالکوم لیتل تنها 6 سال داشت، پدرش به دست گروه نژاد پرستی کوکلاکس کلن (KKK)کشته شد.


لینچ کردن سیاهپوستان (اعدام و سوزاندن) یکی از کارهای مرسوم گروه کوکلاکس کلن بود.


 پس از آن مالکوم به خانواده های متعددی سپرده شد تا زمانی که به سن نوجوانی رسید و زندگی همراه با خلاف و تبهکاری را در چندین شهر بزرگ آمریکا تجربه نمود. در سال 1945، هنگام سرقت از یک خانه مجلل، دستگیر و به شدیدترین حد مجازات، یعنی هشت تا ده سال حبس در زندان ایالتی محکوم شد.


مالکوم ایکس در زندان


 زمانی که مالکوم در زندان بود، یکی از برادران او به عضویت گروه مسلمانان سیاهپوست "امت اسلام" درآمد. مالکوم از طریق برادرش با این سازمان آشنا شد و پس از نامه نگاری با الیجاه محمد، رهبر این جنبش، شروع به مطالعه در حوزه های مختلف از جمله فلسفه، مذهب، تاریخ و ادبیات نمود. با این مطالعات، مالکوم با تاریخ سیاه سفیدپوستان مسیحی آشنا شد و به این جمع بندی  رسید که اگر شیطانی در این دنیا وجود داشته باشد، بایستی انسان سفید پوست باشد. الیجاه محمد در نامه ای به مالکوم از او خواست که زانو زده و در مقابل الله تعظیم کند. از آنجایی که تعظیم کردن برای مالکوم آسان نبود، یک هفته طول کشید تا خودش را راضی به تعظیم و دعا در مقابل الله کند.

در زندان برای ترویج گروه الیجاه محمد، به تیم مناظره زندان پیوست و با تیم هایی از دانشگاه های هاروارد و ام آی تی رقابت نمود. پس از مدت کوتاهی، شهرت مالکوم در زندان پیچید و زندانیان زیادی به کلاس های مناظره می آمدند تا تنها صحبت کردن مالکوم را ببینند. او بالاخره در سال 1952 از زندان آزاد شد و با انگیزه، استعداد و هوش ذاتی ای که داشت، خیلی زود یکی از سخنرانان اصلی گروه امت اسلام گردید. مالکوم در اولین برخورد، از تعداد کم اعضای امت اسلام که چیزی در حدود 400 نفر بود متعجب شد. پس از 12 سال فعالیت مالکوم در امت اسلام، اعضای این گروه به سیصد هزار نفر رسید و در تمامی شهرهای اصلی آمریکا به کمک او، یک مسجد بنا شد.


گردهمایی گروه امت مسلمان

 

مالکوم ایکس پس از 12 سال به دلیل اختلاف با رهبر گروه امت اسلام، از این گروه جدا شد و سازمان خودش را تاسیس کرد. یک سال پس از این جدایی، در سن 39 سالگی، درست زمانی که مالکوم در نظر داشت با رهبران مرسوم جنبش مدنی سیاهپوستان آمریکا (دکتر مارتین لوتر کینگ، جیمز فامر و ...) همکاری کند، در یک سخنرانی توسط سه فرد سیاهپوست که گفته میشود از اعضای "امت اسلام" بودند، در جلوی چشمان همسر و فرزندانش به قتل رسید.


 

مراسم خاکسپاری مالکوم ایکس

 

شجاعت، هوش، سخنوری و از همه مهمتر، توانایی او در برقراری ارتباط صادقانه با مخاطبانش، باعث گردید که به یکی از تاثیرگذارترین چهره های مردمی تاریخ آمریکا تبدیل شود. عقاید بحث برانگیز مالکوم، مانع از همکاری رهبران مرسوم جنبش مدنی سیاهپوستان آمریکا که به اعتراضات مدنی بدون خشونت اعتقاد داشتند با او گردید. مالکوم بر خلاف دیگران، دفاع از خود "با هر روشی" را حق همه انسان ها می دانست و بر این اعتقاد بود که آزادی را نمی توان با روش های صلح جویانه بدست آورد. تنها پس از مشرف شدن به مکه بود که مالکوم، برادری واقعی بین نژادهای مختلف، از جمله سفید و سیاه را در مناسک حج از نزدیک لمس کرد.


 

مالکوم ایکس در سفر به مکه

 

تجربه روحانی و مشاهدات عینی باعث شد مالکوم در افکارش تجدید نظرهایی کند که به دیده بسیاری در آمریکا خطرناک بود. شاید به همین دلیل بود که مدیر آن زمان اف بی آی، جی ادگارد هوور، سازمان اتحاد آفریقایی-آمریکایی ها (OAAU) که مالکوم تاسیس کرده بود را یک تهدید برای امنیت ملی آمریکا محسوب کرد.

مالکوم به کشورهای اسلامی و آفریقایی بسیاری سفر کرد و با بسیاری از رهبران این کشورها از جمله جمال عبدلناصر در مصر، محمد احمدبن بلا ذر الجزایر و قوام نکرومه در غنا دیدار کرد. ملاقات مالکوم ایکس با فیدل کاسترو، رهبر کشور انقلابی کوبا در هتلی در محله هارلم نیویورک نیز از برگ های جذاب تاریخ سیاهپوستان آمریکا می باشد.


ملاقات مالکوم ایکس با فیدل کاسترو

 

بی شک از بارزترین ویژگی های مالوم ایکس، استعداد شگرف او در سخنوری بود. شجاعت، ریتم تند، صراحت لهجه، شوخ طبعی، تُن مردانه و صداقت در کلام هنگامی که با بکارگیری کلمات و افکار هوشمندانه همراه می شد، بسیاری بخصوص صاحبان قدرت را به گفته سونیا سانچز، به وحشت می اندخت. دو سخنرانی مالکوم توسط دانشگاه ویسکانسین در بین صد سخنرانی برتر قرن بیستم آمریکا قرار گرفت. مناظره او در دانشگاه آکسفورد انگلیس در دفاع از افراط گرایی هوشمندانه، در خاطره ها مانده و همچنان به عنوان الگوی آموزشی در کلاس های مناظره استفاده می شود. از اینرو شاید ادعای دکتر کرنل وست بی اساس نباشد که ادعا کرده "احتمالا مالکوم ایکس بهترین سخنرانی است که قرن بیستم به خودش دیده". کتاب زندگی نامه مالکوم که توسط نویسنده کتاب "ریشه ها" الکس هیلی، یک سال پس از کشته شدن مالکوم منتشر شد، توسط مجله تایم، جزو ده اثر برتر تاثیرگذار در قرن بیستم لقب گرفت. از آن سال به بعد تعداد زیادی کتاب و مستند از زندگی مالکوم ساخته شد. در سال 1992، فیلم 170 دقیقه ای مالکوم ایکس به کارگردانی اسپایک لی و با بازی دنزل واشنگتن بر روی پرده سینماهای آمریکا رفت. این فیلم تحسین بسیاری از منتقدین را برانگیخت و دنزل واشتنگن را به خاطر ایفای نقش مالکوم ایکس، نامزد دریافت جایزه اسکار نمود. حضور نلسون ماندلا در صحنه پایانی فیلم در نقش یک معلم مدرسه که جمله ای معروف از مالکوم را نقل می کند، از نکات جالب فیلم می باشد.

 

دوستی مالکوم ایکس با قهرمان بوکس سنگین وزن جهان، محمد علی هم از دیگر تراژدی های آن دوران بود. در پی اختلاف بین مالکوم و الیجاه محمد، دوستی مالکوم و محمدعلی هم به اتمام می رسد. محمد علی 40 سال بعد در کتاب خاطراتش اینگونه می نویسد:

پشت کردن به مالکوم، یکی از بزرگترین پشیمانی های زندگی من است. آرزو می کنم که می توانستم به مالکوم بگویم که متاسفم و اینکه حرفهایش در مورد خیلی چیزها درست بود. ولی او قبل از اینکه فرصت این کار را داشته باشم کشته شد. بینش او جلوتر از همه ی ما بود.

احتمالا اگر برای مالکوم نبود، هیچوقت مسلمان نمی شدم. اگر می شد که زمان را به عقب برگردانم و تصمیماتم را دوباره بگیرم، هیچ وقت به او پشت نمی کردم.


 

محمدعلی و خانواده مالکوم ایکس

 

با اینکه 49 سال از مرگ مالکوم ایکس می گذرد، اما همچنان بحث و بررسی بر سر زندگی و افکار او در سراسر دنیا رواج داشته و هر خبری در مورد او، در سر تیتر خبرگزاری های معروف قرار می گیرد. شاید اگر مالکوم ایکس، کمی بیشتر زنده بود، تاریخ ایالات متحده و بخصوص سیاه پوستان این کشور طور دیگری نوشته می شد. اما با مرگ مالکوم ایکس و مارتین لوتر کینگ، امید بسیاری از آمریکایی های غیرسفید پوست به داشتن زندگی و دولتی بهتر به یاس تبدیل شد. با این وجود، یاد و خاطره مالکوم ایکس، همچنان الهام بخش بسیاری از مردم در سراسر دنیا می باشد. مالکوم به همه انسان ها آموخت که می توان در برابر قدرتمندترین ظالمان عالم با اراده راسخ و با استفاده از قدرت کلام و منطق ایستاد و آنها را مغلوب کرد. شاید نیاز روزگار ما، انسان هایی از جنس مالکوم باشد که قدرت این را داشته باشند که صدای مردم مظلوم دنیا شوند و با هوش و منطق و کلمات بتوانند ظالمان دنیا را رسوا کنند. شاید رمز ماندگاری مالکوم ایکس در دلها را در این جمله دکتر علی شریعتی بتوان یافت که "من علت تمام بدبختی و این روح ذلت پذیری را در دو چیز می بینم: یکی تقیه در برابر حاکم و دیگری , ریا در برابر عوام" و مالکوم از هر دو اینها مبرا بود.

 

پینوشت: با اینکه سه نفر به جرم قتل مالکوم ایکس، محکوم شدند، اما دو نفر از آنها هرگز به جرم خود اعتراف نکرده و شواهد زیادی بر بیگناهی این دو نفر وجود دارد. ابهامات زیادی پیرامون قتل این رهبر مسلمان سیاهپوستان آمریکا تا به امروز باقی مانده و حدس و گمان های مختلفی در این خصوص وجود دارد. مالکوم شباز، نوه مالکوم ایکس هم که به مذهب شیعه نیز گرویده بود، چند ماه پیش به طرز مشکوکی در مکزیک کشته شد.


آخرین ویرایش: دوشنبه 5 اسفند 1392 02:17 ق.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر